فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
404
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
گذرانيد و ادعا كرد كه در آن گيرودار ضرباتى نيز به دو وارد شده است . اين جار و جنجال موجب شد كه سفير نتواند در آن روز كسى از همراهان را به هرمز بفرستد . زيرا محليها از بيم حاكم جرأت عبور دادن كسى را از دريا نداشتند و حتى در برابر پول نيز زورق در اختيار احدى نمىگذاشتند . در اين موقع سفير بعمد شهرت داد كه قصد دارد در همان شب قاصدى سريعالسير نزد شاه گسيل دارد و از رفتار ناشايست اللهوردى سلطان و شيطنت كاشىبيگ - مهماندارش - كه او را ناگزير به ماندن در بندر كرده است شكايت كند و با تصميم قطعى مبنى بر اينكه دينارى پول به احدى به عنوان باج و رشوه ندهد ، پيغام داد كه اگر قاصد وى را صبح فردا روانهء دربار نكنند چاپار اختصاصى خود را خواهد فرستاد . حرارت هوا در اين شب بطور وحشتناك زياد شد . سفير كه صبح زود برخاسته بود دستور داد اشياء مورد لزوم را به محل سكونتش آوردند و در اين حالت كه آمادهء نوشتن نامه به شاه مىشد يكى از برادران اللهوردى سلطان كه سمت معاونت وى را نيز داشت ، همراه مهماندار با شتاب نزد وى آمد و از طرف سلطان پيام آورد كه مىتواند بدون فوت وقت خدمه و اسبابهايش را به هرمز بفرستد زيرا همهچيز آماده است و درخواست كرده بود پوزش وى را در مورد تأخير در اين كار بپذيرد . از اين پس افراد زيادى دست به كار شدند و چنان بسرعت همهچيز را روبراه كردند كه حمل و نقل خدمه و بار و بنهء سفير در يك لحظه عملى شد . در حقيقت اين تغيير حالت ناگهانى حاكم و خدمت بىتوقع وى از تقاضاهاى پيشين وى ، براى سفير ارزش بيشترى داشت . بعد از ظهر همين روز رئيس اگوستينى صومعهء هرمز همراه برادر امانوئل دو سن مارى از روحانيان همان صومعه كه با ما از اصفهان بيرون آمده و از لار به بعد از كاروان ما پيش افتاده بودند نزد سفير آمدند . عصر هنگام ، يكى از نوكران حاكم با قايق بزرگ بادباندارى نزد سفير آمد و اظهار داشت براى انتقال وى به كشتيى كه در نيم فرسنگى ساحل لنگر انداخته ، آماده است . همچنين دو كشتى كوچك مسلح به بندر